ذبيح الله صفا
1025
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ظهور او در شاعرى مصادف مىشد با عهد جلايريان ايلكانى مخصوصا عهد شيخ اويس ( 757 - 776 ) و سلطان حسين ( 776 - 784 ) و سلطان احمد ( 784 - 813 ) ، ولى اين امر دليلى نمىشود براينكه او زندگانى خود را در دربار اين سلاطين گذرانيده و بمدح آنان عمر بسر برده باشد . پس آنچه دربارهء احوال او منبئ از مدح شيخ اويس ايلكانى و گذرانيدن قسمتى از زندگانى خويش در دربار سلطان احمد جلاير نوشتهاند سزاوار تأمل و شايستهء تحقيق بيشترى است . وى خود در آغاز منظومهء مهر و مشترى مدعيست كه اگرچه يكصد قصيده در مدح ساخته ، همهء آنها را بر سلاطين ناخوانده گذاشته و همچنان بىآنكه به كسى تقديم كرده باشد در ديوان خود وارد كرده است « 1 » ؛ و نيز چنان كه از منظومهء مهر و مشترى برمىآيد تا هنگام نظم آن داستان همه نوع شعر سروده بود مگر مثنوى « 2 » ؛ و بنابرين پيش از سال 748 كه سال اتمام مهر و مشتريست شاعرى تمام بوده است و ازين روى بايد ولادتش در آغاز قرن هشتم اتفاق افتاده و دوران بارآور زندگانيش نيمهء اول آن قرن بوده باشد . وفات عصّار را در سال 779 و 783 و 784 و 792 نوشتهاند و صحّت هيچيك ازين تاريخها مسلّم نيست .
--> ( 1 ) - : ترا در مدح باشد صد قصيده * كه هريك هست زيب صد جريده بنظم آن ضميرت درفشانده * بديوان برده و بر كس نخوانده و باز چنان كه خواهيم ديد در جاى ديگرى از منظومهء مهر و مشترى به همين معنى اشارهء مشروحترى دارد . ( 2 ) - : من اين معنى شنيدم از تو بسيار * كه گفتى كامل آن باشد در اشعار كه از هرگونه گوهر سفته باشد * تمام اقسام اين فن گفته باشد كنون از هرچه زين معنى دهد دست * به غير از مثنوى در دفترت هست